.
.
.
.
وقتی نیستی و می دونم کجایی ، خیالی نیست تو خوشی و من خوش تر
اما
وقتی نیستی و من نمی دونم کجایی ، انگار یه چیزی و گم کردم .. هی دنبالش می گردم ... هی دنبالت می گردم....
.
.
.
پ.ن: حالم به هم می خوره از هر جمله ایی که مثل بن بست می مونه : دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!
.
.
.
پ.ن: اینجا برای ماندن هوا کم است ، پنجره را باز می کنم و از هوای تازه بيرون استشمام می کنم.
شاید بهانه است ...
اینجا همه چیز به هم ریخته س ، همه چیز تو وجود من به هم ریخته س
صدایی نمی شنوم ،
دلم بهانه می خواد ، که بشینم دوباره گریه کنم ، چرا همه چیز به هم می ریزه ؟
دلم می خواد خودمو با یه چیزی مشغول کنم که نفهمم همین طوری روزا دارن می گذرن
آخه چرا من هیچ وقت نمی تونم خودمو گول بزنم ؟
چرا دیگه صبر ندارم
دلم گرفته از این روزا....از این روزای بی نشون !
دلم کرفت از آدما ...از آدمای مهربون
از این مترسکای باد .....از همدلای هم زبون!.
تو هم که بی صدا شدی ....آهای خدای آسمون!!!
.
.
.
پ.ن: تیر ماه انقدر گند؟
پ.ن: فوضول ها رو چی کار کنم؟
پ.ن:هوام گرم شده ....
پ.ن:مگس های گرد شیرینی و چه کنیم ؟؟
امروز با نیلوفر رفتیم بیرون اما از دست این گشت ارشاد زهرمارمون شد
اعصاب نموند واسمون از بس که همش منتظر بودیم یکی بیاد بگیرتمون ....
.
.
.
اه ..... حوصله ندارم
دلم می خواد همش غز بزنم.....
.
.
.
!!!!!!!
روزهایی است که مطمئنا می گذرد
اما چگونه می گذرد شاید مهمتر باشد ........
.
.
.
دوستم هفته پیش زنگ زده بود و گریه می کرد ....
غصه می خورد چون باید تا آخر همین ماه خونه ای که توش بود و تخلیه می کرد اما هنوز خونه ی جایگزینی و پیدا نکرده بود .. بعد از 1 ساعت حرف زدن و مخش و خوردن بهش فهموندم عزیز من آخه وقتی پول داری دیگه غصه نداره پول که باشه همه جا جاته بعد هم که تلفن و گذاشته منم هی پشتش فحش دادم که اه تو چقد لوسی و خری و دیوونه ای و از این حرفا.... امروز صبح خوشحال زنگ زده که آزی فدات بشم و از این چرت و پرتا که خلاصه یه خونه ی 120 متری 2 خوابه پیدا کردن و قراره ظهر شوهرش بیاد و برن قرار داد ببندن ....
حالا اینجا رو ببینید .
شبی بهش اس ام اس دادم که مبارکه خیالت راحت شد دیگه .....
دیدم دوباره زنگ زد های های گریه که چه مبارکی صاحبخونه اومده خوب دیده این 2 جوونن و اینا گفته آقا باشه و قراردادی امضا کردن به مبلغ 20 میلیون ماهی 500.000 .... اما این آخره کاری آقای صاحبخونه ازشون پرسیده شما 2 نفرید دیگه ؟؟؟؟ طرف شک کرده بوده که اینا به این کم سن و سالی وقتی دارن انقدر پول می دن حتما یه ننه بابایی هم باهاشون زندگی می کنه ... شوهرش هم بر می گرده می گه نه یه 6 ..7 دیگه میشیم 3 نفر !!!!!! شما باور می کنید یارو همونجا قرارداد و فسخ می کنه؟؟ میگه من به کسی که بچه داره خونه اجاره نمی دم ....
خوب آخه ادم بی شعور حالا یه بچه یی که قرار 6 ماه دیگه بیاد حالا شاید اصلا نیاد به تو چی کار داره که زندگی این بدبختا رو زهر می کنی ؟؟؟؟؟ تو که داری این همه پول از اینا می گیری و هوار هوار هم منت می ذاری؟؟؟
د بمیری الهی
یعنی همه اونایی که انقدر مردم و زجر می دن !!!!
.
.
.
پ.ن: آدم گاهی اوقات از بودنش شرمنده می شه !!!!
پ.ن: همچنان امیدم به همون یه تیکه خوشحالی ه که چند روز پیش نصیبم شد .....
آخرین امتحان هم دادیم ....
یه ترم دیگه هم گذشت به همین سادگی.....
فکر می کنم به اولین روز شوع ترم جدید احتمالا اون موقع موقعیت خاصی دارم شاید هم نه ....
چقدر دوست دارم این روزا برم بیرون
خوب خوشحالم
این روزا حالم خیلی بهتره
دغدغه های دیروزم ندارم
فقط یه کم نگرانم
نگران مشکل های نیامده !!!!!
پ.ن: کاش می فهمیدی که اصلااا و ابداا بلد نیستی حرف بزنی و مثل همیشه گند می زنی به همه چیز .!!!!!
چقدر ناراحتم .....
نمی تونم اونی و که دوست دارم بنویسم ....

